۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

مصطفی صابر: دعوا بر سر "ابوموسی" ارتجاعی است "تمامیت ارضی" در آغوش احمدی نژاد!
جمعه, 01 اردیبهشت 1391 ساعت 12:57 مقالات رسیده - آرشیو مقالات مصطفی صابر



انترناسیونال ۴۴۹

باز دعوا بر سر "ابوموسی" و رویارویی قدیمی ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم عربی در متن جدالهای غرب و جمهوری اسلامی بالا گرفته و باز اپوزیسیون بورژوایی فرصتی یافته تا به بهانه "منافع ملی" بسمت جمهوری اسلامی غش کند. کل اپوزیسیون راست - از پاسدارهای سابق و "ضد خشونت" های فعلی تا انواع جمهوری خواهان رنگارنگ، از مدعیان دمکراسی و سکولاریسم تا طرفداران نظام شاهنشاهی و "برانداز"، از "اصلاح طلب" تا "انحلال طلب"- همه و همه در نمایشی خیره کننده کرواتها را باز کرده تا خالکوبی "تمامیت ارضی" شان را به رخ ناسیونالیسم عربی (که به اندازه همین ها ارتجاعی و ضد بشری است) بکشند و بطور صریح یا ضمنی اعلام کنند که در این دعوا کنار جمهوری اسلامی ایستاده اند.



این نمایش ارتجاع و توحش از هردو سو را باید شدیدا محکوم و افشاء کرد. مردم نفعی در این مجادله که بوی خون و عقبگرد و جهل و تعصب از آن می آیند ندارند. نفع مردم چه در ایران و چه در کشورهای عربی این است که علیه کل این دعواهای ارضی ملاهای میلیاردر و شیوخ سوپر میلیاردر بایستند و سرنوشت و زندگی خود را از دست اوباش اسلامی و ناسیونالیست و دولتهای سرمایه دار نجات دهند. تا آنجا که به مردم ایران بر میگردد نباید اجازه دهیم که این وسط حتی برای یک لحظه هم جمهوری اسلامی نفسی به راحتی بکشد و درست سر بزنگاه که در محاصره اعتراض و انقلاب مردم قرار دارد ناسیونالیسم ایرانی چنین زمخت و بی شرمانه به تطهیر جمهوری اسلامی و احمدی نژاد بپردازد. در واقع این ناسیونالیسم است که سرنوشت خود را آشکارا به رژیم کثیف اسلامی گره میزند و باید به همه نشان داد که دارد بر تابوت خود میخ میکوبد.



ظاهرا بهانه اصلی ناسیونالیسم ایرانی "حفظ تمامیت ارضی" است و مردم را از ترس "پاره پاره شدن ایران" به دفاع و حمایت از جمهوری اسلامی فرامیخواند. اما اولا، این شعار "تمامیت ارضی" ارتجاعی است و قرار است عین "الله" و "محمد" و مقدسات اسلامی و شیعی چماق خفه کردن جامعه و حفظ "بازار داخلی" بورژوازی ایران برای استثمار "کارگران عزیز میهن" باشد. ثانیا کسی که نگران "پاره پاره شدن مملکت" است، حتی یک لحظه هم نباید از جمهوری اسلامی و احمدی نژاد دفاع کند. دقیقا این جمهوری اسلامی و حکومت ملی - مذهبی بورژوازی ایران و جنایت های رنگارنگ آن و از جمله اعمال ستم ملی و مذهبی و نژادی است که عرصه را بر زندگی مشترک و تعاون و همکاری مردم ساکن جغرافیای ایران تنگ کرده و میکند. تنها وقتی مردم مستقیما بر زندگی خود حکومت کنند و رفاه و آسایش تک تک آحاد جامعه شعار حکومتشان باشد، وقتی که همه شهروندان مستقل از مذهب و جنیست و قومیت و زبان و شناسنامه در امر حکومت شرکت دارند و خود مستقیما قانون میگذارند و اجرا میکنند و هیچ تبعیضی بر اساس هویت های کاذب و غیر کاذب اعمال نمی شود، تنها در چنین حالتی است که همه مردم در کنار هم خواهند ایستاد و دست در دست هم برای رفاه و ارتقاء جامعه شان کوشش خواهند کرد. شعار "تمامیت ارضی" که ذخیره مهم جمهوری اسلامی برای روز مباداست و بارها و بارها ناسیونالیسم ایرانی را با همین شعار پشت خود (یعنی یکی از ضد بشری ترین حکومت های تاریخ) کشانده و جنایتکارانه مردم را از جمله در کردستان و خوزستان به توپ بسته و یا به روی مین فرستاده است، درست روی دیگر سکه ای است که بر آن شعار "فدرالیسم" و انواع شعارهای ارتجاعی ناسیونالیسم های قومی نقش بسته است. ناسیونالیسم، چه ایرانی و تمامیت ارضی طلب، و چه قومی و جدایی طلب، عامل تفرقه و جدایی و دشمنی بین مردم است. در نتیجه در مقابل شعار "تمامیت ارضی" جمهوری اسلامی و ناسیونالیسم ایرانی، مردم ساکن جغرافیای ایران باید پشت سر شعار کارگران و ما کمونیست ها متحد شوند که خواهان خلع ید سیاسی و اقتصادی فوری از جمهوری اسلامی و کل بورژوازی و بنای جامعه ای آزاد و برابر انسانهای متساوی الحقوق مستقل از مذهب و قومیت و جنیست و غیره هستیم.



اما از لحاظ سیاسی، این آخرین هم آغوشی وقیح کل اپوزیسیون راست ایران (که همه از سلطنت طلب تا اصلاح طلب و غیره ناسیونالیست هستند) با جمهوری اسلامی ریشه در تحولات سیاسی جاری در منطقه دارد. میدانیم آمریکا و غرب میخواهند جمهوری اسلامی را در چهارچوب سیاست های منطقه ای خود رام کنند و نگهدارند. بر متن این دعوا، یک دعوای دیگر هم بین ناسیونالیسم ایرانی (نماینده کل بورژوازی ایران) و ناسیونالیسم عربی (مشخصا کشورهای عرب منطقه) جریان دارد. غرب میکوشد از فشار ناسیونالیسم عربی بر جمهوری اسلامی به نفع خود و برای به سازش کشاندن رژیم اسلامی استفاده کند و ناسیونالیسم ایرانی نگران است که نقطه سازش جمهوری اسلامی با غرب کجاست ومبادا صدمه ای به "منافع ملی" (یا همان منافع بورژوازی ایران) وارد شود. این است که در این دعوا کل ناسیونالیسم ایرانی هر شرم و ظاهر سازی را کنار میگذارد و تماما در کنار جمهوری اسلامی قرار میگیرد. از سوی دیگر جمهوری اسلامی برای بقاء خود و بسیج ناسیونالیسم ایرانی پشت سر خود، آگاهانه دست به تشدید دعوای قدیمی با ناسیونالیسم عربی زده است. (سفر احمدی نژاد به جزیره ابوموسی دقیقا در این جهت بود.) مساله فی الواقع چندان ابوموسی و حتی تمامیت ارضی نیست. اینها هنوز صورت ظاهر قضیه اند. مساله در نهایت دست و پا زدنهای جمهوری اسلامی برای بقاء خویش است و ناسیونالیسم ایرانی دقیقا در چاهی که احمدی نژاد و جمهوری اسلامی برای آن کنده است می افتد. این یکبار دیگر نشان میدهد که ناسیونالیسم تا چه حد ضد بشری است و مساله اصلی برایش بقاء منافع استثمارگرانه و طبقاتی اش (همان "منافع ملی") است. هیاهوی ارتجاعی جدال ناسیونالیسم عربی و ایرانی حول ابوموسی یکبار دیگر نشان داد که امر سرنگونی جمهوری اسلامی و رهایی از شر آن به امر مبارزه علیه کل بورژوازی گره خورده است. یکبار دیگر نشان داده شد که رهایی جامعه ایران از اوضاع فعلی در گرو انقلاب کارگران و زنان و جوانان و همه مردم آزادیخواه علیه جمهوری اسلامی و خلع ید از کل بورژوازی و بنای جامعه آزاد و برابر سوسیالیستی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر